تازه های مدیریت, یادداشت ها

یادداشت شماره 13: مروری بر ضرورت و چرایی بکارگیری مدل تعالی سازمانی با رویکرد تمامیت در موجودیت کسب و کارها !

مدل تعالي سازمانی ، یک ساختار مديريتي است که با تکيه براصول و مفاهيم اساسي و توجه داشتن به معيارهاي اصلي مديريت کيفيت فراگير و سيستم خودارزيابي موجبات پيشرفت و بهسازي را فراهم مي کند. مدل تعالي، ابزاري جهت سنجش ميزان استقرار سيستمها در سازمان و خودارزيابي و راهنمايي است که مسير فعاليت مديران را براي بهبود عملکرد شناسايي و تعيين مي کند .تعالی سازمانی يک اصطلاح آكادمیک است كه اولین بار توسط پیترز و واترمن معرفی شده است. از نظر ايشان تعالی سازمانی بر اساس رابطه بین شاخصهای مختلف عملکرد،  اندازه گیری می شود.  مدلهای تعالی سازمانی و تعالی كسب و كار ابزاری هستند كه به سازمانها كمک می كنند، تا سطح موفقیت و حركت در مسیر تعالی را اندازه گیری کرده و بهبود دهند. در اين راستا مدلهای عمومی معروفی همچون مدل مالکوم بالدريج، EFQM دمینگ و مدل پیترز و واترمن توسعه داده شده اند كه با بکارگیری آنها مجموعه ای از توانمندسازها، نتایج کلیدی و عملکرد سازمان از طريق فرآيند اصلاح ، بازاندیشی و بازنگری مداوم، ارزيابی و بهبود می يابد.

در طول سال‌های گذشته هزارن سازمان از اروپا و سراسر جهان از مدلهای تعالی به عنوان راهنمای اصلی خود در مسیر سرآمدی استفاده نموده‌اند و به عقیده بیشتر آنها استفاده از مدل های تعالی به بهبود و رشد سازمان آن‌ها کمک نموده است. مدل‌های تعالی در واقع ترکیبی از دانش و اعتقادات افراد اندیشمند و تحول گرا در ارتباط با سرآمدی بنگاه‌های مختلف و آنچه که در عمل اتفاق افتاده است، می‌باشد. به عبارتی تمام مدل‌های سرآمدی کسب و کار موفق، ترکیبی از اعتقادات افراد برجسته را جمع‌آوری کرده و آن‌ها را در محیط‌های مختلف برده و از این محیط‌های موفق دریافته‌اند که رفتار یک سازمان موفق چگونه است. این موارد در محیط عملی آزمایش، و در نهایت به عنوان یک مدل سرآمدی مطرح گردیده‌اند که چون در این مدل‌ها، قواعد کسب و کار کنار هم قرارگرفته‌اند به این مدل‌ها ، مدل سرآمدی کسب و کار می‌گویند. مدل تعالی سازمانی در آخرین ویرایش خود تاکید می کند که مقاصد و اهداف غایی ، مایه حیات هر سازمانی بوده و بدون آن هیچ دلیلی برای خدمت وجود ندارد. دلیل بررسی شده و پاسخ بسیاری از رهبران سرآمد جهان ، در خصوص چرایی بکارگیری مدل تعالی ، در کسب و کارها این بوده، که مدل تعالی سازمانی توانسته در نگاه مناسب و یکپارچه در تمامیت ناب سازمانی به ما یاری رساند و در درک آنچه مهم است در مقام و جایگاه یک رهبر موثر و تمام عیار ، بینشی ایجاد کرده که نگاه ناقص گزینشی را به یک نگرش جامع و چند ساحتی مبدل نموده است . در ویرایش جدید مدل تعالی سازمانی آمده ،رهبرانی در تصمیم گیریها ماهر و ممتاز هستند که در خدمت به هر دو نیاز فوری و بلند مدت جامعه یا سازمان ، چابکی و شایستگی داشته و توانسته اند با تمامیت منابع خود بعنوان یک الگو، ایفای نقش کنند.

تعالی سازمانی یعنی تجربه یک فرآیند بلندمدت یادگیری و نتیجه محورکه هیچ چیزی نمی تواند، جایگزینی برای آن ، در جهت کسب نتایج پایدار و یکپارچه برای رهبران سازمانی شود. برای مثال در آخرین خبرنامه رسمی بنیاد مدیریت کیفیت اروپا در سال 2021 آمده که هدف از جایزه جهانی EFQM شناسایی سازمان های برجسته (چه خصوصی ، دولتی و چه غیر انتفاعی) در سراسر جهان است. این سازمان ها سابقه انکارناپذیری از موفقیت در کاربست و تبدیل استراتژیها در عمل را بهمراه داشته و تواسته اند بهبود مستمر عملکرد خود را بطور منظم نشان دهند. ساختار مدل EFQM:2020  مبتنی بر یک منطق ساده اما قدرتمند و یکپارچه بوده که با پرسش سه سوال مهم، تمامیت در موجودیت هر کسب و کار را به چالش کشیده و آغاز به کار می کند، این موضوعات اساسی عبارتند از :

– چرا :

“چرا” این سازمان وجود دارد و چه هدفی را برآورده می کند؟

و چرا این استراتژی خاص باید تعریف شود،  که نشان از یک جهتگیری مشخص است.

– چگونه :

“چگونه” قصد دارد هدف خود و استراتژی خود را اجرا کند ؟

– چه چیزی :

“چه چیزی” واقعاً تا به امروز به دست آورده است؟

و قصد دارد فردا به چه نتیجه ای برسد ، نتایج.

درک صحیح و کاربردی تعالی و نوآوری می تواند به هر سازمانی کمک کند تا سریعتر رشد کند ، چابک تر باشد و شکلهای جدید خلق ارزش را رمزگشایی کند. تعالی سازمانی غالباً نتیجه فعالیتهای تحول آفرین است. به نقل از انجمن کیفیت آمریکا (ASQ) در سال 2020 نتایج موفقیت آمیز سازمانی نیاز به مدیریت و بهبود آگاهانه در شش زمینه اصلی دارد که عبارتند از :

  • اطلاعات: معیارها و سنجه های پشتیبان تصمیم گیری
  • ساختار: نقش ها ، مسئولیت ها و پاسخگویی های هر حوزه عملکردی
  • §         افراد: کل سرمایه انسانی درون سازمان
  • پاداش: جبران خدمات و مشوق ها
  • سیستم های یادگیری: دانش و آموزش
  • فرایندهای کار: تعامل و پیوند جریانات کار

تعالی سازمانی یعنی خلق و تحقق چشم ‌اندازی جذاب برای همه ذینفعان و آن از طریق ترسیم تصویری مطلوب از آینده، حول ارزش‌های سازمان حاصل می شود. سازمانهای ممتاز ،ارزش های خود را پرورش داده ، به هنجارها و رفتارهای موثر ترجمه کرده ، آنها را تسری و ترویج داده و به صورت شفاف از طریق اعمال و رفتار خود، آنها را به اثبات می رسانند. استراتژی و تمرکز در سازمانهای ممتاز و متعالی بر پیشبرد نوآوری است .سازمان متعالی، سازمانی است که در آن فرهنگ نوآوری و تفکر نوآورانه را ترغیب و بصورت مداوم  دنبال می کند. این سازمانها برای دستیابی به چشم انداز ، فرهنگ رهبری را در همه سطوح بعنوان یک حامی و  قهرمان در راستای درونی سازی یک طرز فکر تحول زا، تقویت می کنند .

شناخت صحیح و کاربست مناسب این مدلها راهی عالی برای آن است که نشان دهد ، سازمانها، متعهد به بهبود عملکرد خود بوده و آماده برای آینده اند . در این رویکرد سازمانها به شناسایی سطوح مختلفی از  نقاط عطف در سفر تعالی می پردازند، به افزایش انگیزه افراد در سازمان کمک کرده و باعث  تقویت حرکت و اشتیاق آنها در مسیر تعالی خود و دیگران می شوند. تعالي سازماني را مي‌توان رشد و ارتقاي سطح يك سازمان در تمامي ابعاد آن دانست، به گونه‌اي كه با كسب رضايتمندي مطلوب كليه ذي‌نفعان و ايجاد تعادل بين خواسته‌ها و انتظارات آنها، احتمال موفقيت سازمان در بلندمدت با یک رویکرد تمامیت جویانه ، افزايش مي‌يابد.

منبع : چکیده ای از کتابهای : کاربست تعالی سازمانی از رویکرد تا نتایج- تعالی و کارآفرینی سازمانی تعالی درحکمرانی سازمانی . 

تهیه و تالیف : دکتر حمید رضا خدمتگزار- پژوهشگر مدیریت تکنولوژی و نوآوری

 

ضرورت مدل تعالی سازمانی با رویکرد تمامیت در کسب و کارها ! – اقتصاددان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *