تازه های مدیریت, مقالات, یادداشت ها

یاداشت شماره19:دوسوتوانی با رویکرد یادگیری استراتژیک در  عصر نوآوری و شایستگیهای دیجیتال

مقدمه :

یادگیری استراتژیک یک رویکرد جدید در یک نظام ارزیابی توسعه و بهبود است که فرآیند رشد و توسعه را پشتیبانی می کند.  یادگیری استراتژیک به معنای استفاده از یک ارزیابی ساختارمند است که در راستای کمک به سازمانها و گروهها ، سرعت یادگیری را افزایش داده  تا از کارشان به سرعت یاد بگیرند و خود را با استراتژی ها و تغییرات موجود سازگار نمایند.سازمانهای عصر حاضر، استراتژی ها و یادگیریهای مربوط به تحول دیجیتال را باید در زمان های خیلی کوتاه تری تدوین و اجرا کنند و جاریسازی این تغییر، چالش دشواری است. لذا بین فرآیند یادگیری و مقاومت در مقابل تغییر، رابطه ای کاملا معکوس وجود دارد. به هر میزان که یادگیری بیشتر شود، مقاومت در برابر تغییر، کاهش می یابد. یادگیری استراتژیک نتایجی را مهیا می سازد تا سازمانها، با شناخت و هم‌افزایی منابع ، شایستگیهای تیمی و دادن امکان نوآوری و ریسک‌پذیری در افراد و گروه‌های رشد یافته ، به بهره‌برداری دوسویه ، از فرصت‌های موجود و آتی دست یابند. سازمان های برجسته برای موفقیت در تحول دیجیتال، بایستی بطور متوازن، یادگیریهای استراتژیک مرتبط با این تحول را سازماندهی و رهبری نمایند. یادگیری استراتژیک رویکردی برای پاسخگو بودن به تحولات موجود و همچنین پیشی گرفتن از تغییرات آتی و رقبا می باشد. در این میان رویکرد دوسوتوانی سازمانی را می توان به ‌عنوان ظرفیتی برای نوآوری، مدیریت تحول و دستیابی هم زمان به استخراج عملکرد عالی در فعالیت‏ ها و اکتشاف توانایی سازمان برای نوآوری و واکنش به تحولات و فشار فناورهای مخرب توصیف کرد. رویکرد فوق موجب توسعه شایستگی‌های جدید در اکوسیستم و تحول مدل کسب و کار شده و به عنوان مبنایی برای یادگیری ، کسب دانش مرتبط با فناوری‌ها، محصولات یا بازارهایی با اهمیت بالقوه استراتژیک می شود.

در ادامه

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *