شرح اجرا و ضرورت مدیریت استراتژیک
برنامه ریزی استراتژیک، دور اندیشی سازمان یافته است که برای کسب اهداف جامع سازمان طراحی می شود و از طریق آن ماموریت سازمان ، که تنها دلیل حیات آن است ، به اجرا در می آید. به عبارت دیگر، برنامه ریزی استراتژیک فرآیندی است در جهت تجهیز منابع سازمان و وحدت بخشیدن به تلاشهای آن برای نیل به اهداف و رسالتهای بلند مدت، با توجه به امکانات و محدودیتهای درونی و بیرونی. برنامه ریزی جامع (استراتژیک) چون چتری بر سازمان و عملیات و اقدامات آن سایه می گسترد و مدیران و مسئولان امور را در انجام فعالیتهایشان هدایت می کند. اما این برنامه های راهنما، مدیران و مسئولان رده های پایین سازمان را از وظیفه اصلی شان که برنامه ریزی عملیاتی است، بی نیاز نمی سازد. آنان باید با الهام از استراتژیهای تعیین شده و با توجه به اهداف کلی سازمان به برنامه ریزیهای عملیاتی بپردازند و اهداف جزئی شده در واحد خود را تحقق بخشند. برنامه ريزي استراتژيك، تلاشي منظم و سازمان يافته در جهت اتخاذ تصميمها و مبادرت به اقدامات بنيادي است كه به موجب آنها اينكه يك سازمان چيست، چه ميكند، و چرا اموري را انجام ميدهد، مشخص خواهد شد. لذا در راستای جاری سازی این فرایند باید 10 اصل مهم در اثربخشی استراتژی را مورد توجه قرار داد.
اصل اول: استراتژی هنر است و نه تکنیک
اصل دو: جوهره استراتژی، تفکر استراتژیک است
اصل سه: استراتژی ایجاد مسیر است
اصل چهار: استراتژی بر دو پایه استوار است؛ فرصت و قوت
اصل پنج: قاعده بیست-هشتاد یا اصل پارتو
اصل شش: استراتژی خریدنی نیست، کار مدیران سازمان است
اصل هفت: ساده سازی، نه ساده انگاری
اصل هشت: جاری دیدن استراتژی
اصل نه: پیاده سازی کاری رهبرانه است نه مدیرانه !
اصل ده: عامل تحول، انسان است و نه برنامه .
• برنامه ریزی استراتژیک دارای دید دراز مدت است و افق های دورتری را در سازمان مطرح می سازد.• مسير و جهت كلي يك سازمان و حيات آنرا در پرتو تغييرهاي قابل پيشبيني، غير قابل پيشبيني و ناشناخته در محيط پيرامون آن، تعيين ميكنند.
• توسط مديريت ردة بالا اتخاذ شوندو يك ابزار اساسي براي اعمال مديريت است.
• تخصيص منابع زيادي از سازمان منجر ميشوند و به نحو مؤثرتري زمان و منابع را به فرصتهاي تعيين شده تخصيص ميدهد.
• سازمان را براي مدت زيادي متعهد ميكنند.
• ابزاري براي دستيابي به هدفها هستند.
• قبل از پيش آمدن مشكلات احتمالي از وقوع آنها خبر ميدهد.
• به مديران كمك ميكند كه تا در راستاي اهداف تعيين شده تصميمات اساسي را اتخاذ كنند.
• قالبي براي ارتباط داخلي بين كاركنان به وجود ميآورد.
• ترتيبدهي اولويتها را در قالب زماني برنامه فراهم ميآورد.
• مبنايي براي تعيين مسئوليت افراد ارائه داده و به موجب آن افزايش انگيزش را باعث ميشود.
• تفكر آيندهنگر را تشويق ميكند.
بر اساس بررسی و شناخت محیط و مدل کسب وکار ، گامهای زیر برای طراحی و تدوین استراتژی برداشته می شود :
• کنکاش مفهومی
• کنکاش محیطی
• تدوین / تصمیم گیری
• اجرا / پیاده سازی
• کنترل و بازخور
نکته : این فرآیند به صورت جامع و با جزییات طبفه بندی شده در هر طرح تعریف می شود و چنانچه سازمانی تا حد مشخصی از آنرا اجرا کرده باشد ، مراحل بازنگری استراتژی با رویکرد جامع و همسو با بهبود سطح تعالی سازمانی شرکت، اصلاح و انجام خواهد شد .
1- تشکیل جلسات آموزشی و کاربردی با هیئت مدیره / مدیران ارشد و کمیته استراتژی/تعالی سازمانی، جهت شناسایی ، دریافت اطلاعات ، درک فضای کاری و بافتار شرکت ،بررسی انطباق ارکان جهت ساز و همسویی متناظر آن با تمامی منابع ، توانمندیها، فرآیندها، برنامههای فعلی و آتی شرکت با رویکرد تعالی و نوآوری سازمانی .
2- تشریح ، تفسیر (کالبد شکافی) و شناسایی موضوعات و اهداف استراتژیک منطبق با مدل تعالی سازمانی ویرایش 2013 و 2020 و ارتباط آن با تمامی معیارها و زیرمعیارهای مدل و همچنین نتایج کلیدی عملکردی و استراتژیک.
3- بررسی رویکردها ، مدلهای تدوین استراتژی و موضوعات استراتژیک شرکت همسو با مدل کسب وکار و زنجیره ارزش در جهت توسعه نقشه استراتژی.
4- ارتباط برنامه ها و اقدامات استراتژیک با تمامی رویکردها، سیستمهای جاری، نتایج ممیزیها، خودارزیابیها و حوزه های قابل بهبود سازمانی.
5- ارائه رويكردهاي پيشنهادي جهت تسری و جاریسازی استراتژیها با منطق رادار.
6- الگوبرداری از سازمانهای سرآمد در تهیه نقشه استراتژی .