ارکان جهت ساز

آرمان

تعالی در شدن (تدوین برنامه های بهبود با هدف خلق ارزش و یادگیری در مسیر تعالی خود ، تیم ، سازمان و سایر ذینفعان)

ماموریت و مقاصد

تعالی در بودن (تعالی در ارزیابی و کشف ماهیت و چرایی خود، تیم و سازمان )

ارزش ها

ترویج فرهنگ تعالی جویی از طریق توسعه بینش و بهبود در پندار ، گفتار و کردار فردی ، تیمی و سازمانی .

استراتژی

تعالی در شناسایی و کاربست ابزارها و پروژه های توسعه ای با رویکرد دگراندیشانه در سطح فرد ،تیم و سازمان .

با رویکردگامی در مسیر تعالی و توسعه خود!
ارزشهایی که تلاش در مسیر آنها تعالی بخش بوده و به من ، معنا و اشتیاق بودن می دهد .همواره باور دارم که اولین گام برای تغییر و توسعه در مسیر تعالی ، ایجاد یک مدل ذهنی چالشگر ، انتقادی و توفیق طلب بوده و باید این حرکت را با بازآفرینی خود ، شروع کرد . لذا موارد و مفاهیم زیر را در تمامی جلسات، نشستها ، سمینارها و دوره های آموزشی، اول برای خود و بعد برای مخاطبینم بازگو و تکرار می کنم .

جنبه ی اصلی شخصیت آدمی ، مقاصد سنجیده و آگاه ،یعنی امیدها وآرزوهای اوست. این هدف ها انگیزه ی اصلی و فلسفه وجودی ما بوده و در شخصیتهای سالم و توسعه یافته قرار می گیرند و بهترین راهنما برای فهم رفتارکنونی وعملکرد انسانند . داشتن برنامه و هدفهای دراز مدت ،کانون وجود آدمی را تشکیل می دهد و بشر را از حیوان ، سالمند را از کودک و در بسیاری از موارد شخصیت سالم را از شخصیت بیمار متمایز می سازد.

خود ،تنها معطوف به فرد است ،اما با افزایش تجربه ،”خود” وسعت می یابد و ارزش های مجرد و آرمان ها را در بر می گیرد .به عبارت بهتر ،هنگامی که انسان به سطح بلوغ و تجربه بیشتری می رسد،توجهش به بیرون از خود معطوف می گردد. اما داشتن رابطه یا چیزی یا کسی فراسوی خود ، از قبیل شغل به تنهایی کافی نیست .انسان باید نقشی مستقیم و کامل بیابد .آلپورت چنین نقشی را مشارکت مطمئن در قلمرو های مهمی از تلاش های انسانی خوانده است .آدمی باید خود را با فعالیت و درگیری های مشتاقانه و متعهدانه ، گسترش بخشد .

شخصیت بالغ و توسعه یافته ،حاصل کنش حال و آینده ی شخص است ،نه گذشته ی او. تلاش برای آینده ، به کل شخصیت آدمی ، یگانگی و یکپارچگی می بخشد. به عبارت دیگر ، می توان با کوشش برای دست یافتن به مقاصد و رسیدن به هدف ها ،جنبه های شخصیت را یکپارچه ساخت و جامعیت بخشید. چراکه موفقیت نتیجه تصمیم ،آمادگی برای تغییر،آرمان سازی ، هدف مندی، اشتیاق بالا، سخت‌کوشی مستمر، یادگیری و درس گرفتن از شکستهاست.

خودشناسی عاملی است تا افراد نسبت به ضعف ها و توانمندی ها ، احساسات و افکار خود، آگاه باشند. شناخت کافی از خود ، مستلزم بصیرت داشتن به آن چه می پنداریم و آن چه که واقعا هستیم، می باشد. هر چه این دو تصور به هم نزدیکتر باشند ، ما در مسیر تعالی قرار گرفته و بالغ تریم. در این رویکرد افراد در سطح معقول و آگاه عمل می کنند و از نیروهایی که آنها را هدایت می کند ،کاملا آگاهند و می توانند با خودشناسی انقلابی بر آن ها چیره شوند.

انسان های متعالی نیاز مداومی به تنوع ، احساس خود اثربخشی و درگیری دارند .کارهای روزمره و عادی را کنار می گذارند و به جستجوی تجربه های نو و تازه بر می آیند .تن به ماجرا می سپارند ،خطر می کنند و به جستجوی چیزهای تازه وکشف آنها بر می آیند و برای خود و دیگران، فعالیت های چالشی و رو به جلو تعریف می کنند .

کار و مسئولیت به زندگی معنا و دوام می بخشد. مفهوم ضمنی توفیق در کار ،پرورش شایستگیها ، توسعه مهارت ها و توانایی های خاص است ،یعنی رسیدن به سطحی متمایز از شایستگی . بدون داشتن کاری مهم و ارزشمند و ایثار ،تعهد و مهارت های کافی برای انجام دادن آن ، رسیدن به بلوغ ، تعالی فردی و سلامت روانی میسر نیست. لذا در این مسیر اهمیت بر کیفیت کار ، غرور استادکارانه وتعهد حرفه ای ، اشتیاق درونی و غرق شدن در آن بسیار کلیدی و مهم است.

پشتوانه عشقِ حقیقی، آگاهیِ ژرف است. کسی که آگاه نیست نمیتواند عشق بورزد؛ کسیکه عشق نمی ورزد، آگاه نیست.تعالی با محبت آغاز میشود! محبت، شیوه بودن و حضور فرد در دنیاست؛ محبت بالغانه از غنای فرد ناشی می شود نه از تهیدستی اش؛ از رشد ناشی می شود نه از نیاز. وجدان بالغ حاکی از حس وظیفه شناسی نسبت به خود و دیگران است که این خود شاید از ارزش های دینی یا اخلاقی ریشه گرفته باشد .

اشخاص سالم و متعالی به جهان خود ، عینی می نگرند . واقعیتها را تحریف نکرده تا با خواسته ها، نیازها و ترس هایشان سازگار شود. افراد توسعه یافته و بالغ بر پایه ادراک یا تجربه ای شخصی ،همه مردمان و تمامی موقعیت ها را نیک یا بد نپنداشته ، در برابر رفتار مردم شکیبایند، خطاها و سستی های افراد را پذیرفته ، سریع قضاوت نکرده و محکومشان نمی کنند و با آگاهی از این که خود نیز ضعف هایی دارند ، واقعیت را همان گونه که هست ، می پذیرند، اما همواره عاشق حقیقت و سالک مسیر درستی و راستی اند .

هیچ پروازی نیست برساند ما را به قطار دو هزار و به قرن دگران مگر انگیزه وعشق اندیشه وعلم  آیینه و صلح تقلا و تلاش